_نه...
_چرا؟ باید همیشه اونو با خودت داشته باشی. مگه چقدر وزنشه؟
_ بخاطر وزن نیست که... بیارم که چی بشه؟
از تو کیفش هارمونیکای خودشو درآورد و بهم داد.
_بیا... بزن
_چی؟
_هر چی دوست داری.
یه قطعه کوتاه نواختم. بعد گفتم:تو نمیخونی؟
_ اگه تو دوست داری باشه...
وسطای آهنگ بود که چشماشو بست و پرسید:من الان تو رویام؟
آهنگ رو قطع کردم و گفتم :نه
درحالیکه یه قطره اشک از گوشه چشمش چکید، گفت:خداروشکر....
لحظه های ساده ولی قشنگ...ما را در سایت لحظه های ساده ولی قشنگ دنبال میکنید
برچسب: کنار تو خوبم,
نویسنده:
بازدید: 38